پیش از حملۀ نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، ترکیه همراه با چند کشور دیگر منطقه کوشیدند رئیس جمهور آمریکا را از به راه انداختن این جنگ منصرف کنند. هنگامی که جنگ آغاز شد، دولت ترکیه بیدرنگ آن را محکوم کرد و دربارۀ پیامدهای آن ازجمله بیثبات شدن بیش از پیش منطقه هشدار داد. با این حال، از هرگونه همسویی با ایران پرهیز کرد و از گفتن اینکه ایران نیز سهمی در برافروختن آتش جنگ دارد، خودداری نکرد.
سرنوشت جنگ کنونی به رغم برتری نظامی آمریکا و اسرائیل هنوز ناروشن است. مقامهای بلندپایۀ ترکیه دربارۀ پیامدهای نامطلوب این جنگ برای منطقه از جمله کشورِ خود هشدار داده اند. آنان نگرانی خود را از پیروزی آمریکا و اسرائیل و شکست احتمالی ایران پنهان نمیکنند. از فروپاشی دستگاه قدرت در ایران، به راه افتادن جنگ داخلی در آن کشور و انتقال شورشها و ناآرامیهای ایران به ترکیه میترسند.
اما شماری از کارشناسان بینالمللی که تحولات خاورمیانه را به دقت دنبال میکنند، علت اصلی نگرانی دولت ترکیه را تبدیل شدن اسرائیل به «قدرت یکهتاز منطقه» میدانند. چندی پیش روزنامۀ آمریکایی «واشنگتن پست» نوشت: از آغاز جنگ غزه تاکنون اسرائیل جایگاه خود را در مقام «قدرت هژمونیک یکهتاز» در خاورمیانه تثبیت کرده است. همسایگان آن کشور نگراناند و از خود میپرسند: اسرائیلیها با چنین قدرت هژمونیک چه خواهند کرد؟
دیوید هْرسْت، بنیانگذار و سردبیر وبسایت «میدل ایست آی» (چشم خاورمیانه)، مینویسد: این وضع بیشتر کشورهای خاورمیانه بهویژه ترکیه را که یک قدرت منطقهای است نگران کرده است. به گفتۀ او، جنگ کنونی ممکن است با شکست ایران پایان نگیرد. هنگامی که اسرائیلیها به هدفهای خود دست یابند، بنیامین نتانیاهو در تعیین «عَمالیق بعدی» تردیدی به خود راه نخواهد داد.
«عمالیق» در کتاب مقدس نمادِ دشمن دیرپا و ازلی اسرائیل است که باید آن را نابود کرد. این دشمن در هر نسلی به گونهای ظاهر میشود. استناد به «عمالیق» در جنگ با دشمنان اسرائیل بسیار رایج است. نخستوزیر اسرائیل این اصطلاح را بارها برای توجیه جنگ در نوار غزه به کار برده است. در کتاب مقدس (سِفر ساموئل اول) آمده است: عمالیق را بکشید، هر آنچه را که متعلق به آنهاست نابود کنید و به آنها رحم نکنید. همه چیز را از بین ببرید. مردها، زنان، کودکان، نوزادان، گاوها، گوسفندان، شترها و الاغ ها را بکشید.
نخست وزیر اسرائیل در گفتارهایش به زبان انگلیسی از «آزاد کردن ایرانیان» از چنگ جمهوری اسلامی سخن میگوید، اما در مصاحبههایش به زبان عبری اصطلاح «عمالیق» را دربارۀ ایرانیها نیز به کار میبرد که به عقیدۀ بسیاری از کارشناسان، نشاندهندۀ هدف واقعی دولت اسرائیل در این جنگ است. بمباران بیامان زیرساختهای حیاتی ایران با هدف ویرانی آن کشور انجام میگیرد.
به نوشتۀ «میدل ایست آی»، طرح بنیامین نتانیاهو برای آرایش «خاورمیانۀ جدید» تنها با چیرگیِ نظامی اسرائیل بر منطقه به اجرا در خواهد آمد. بنابراین، شکست ایران در این جنگ و زمینگیر شدن آن برای چندین دهه و حتی تجزیه و فروپاشی آن، گام مهمی در جهت سازماندهی «خاورمیانۀ جدید» است.
به نوشتۀ هفتهنامۀ فرانسوی «کوریه انترناسیونال»، امروز «عمالیق» برای دولت اسرائیل ایرانیان هستند، اما پس از شکست ایران، «عمالیق بعدی» ترکیه خواهد بود. چندی پیش نفتالی بِنِت، نخست وزیر پیشین اسرائیل، گفت که ترکیه میتواند به تهدید استراتژیک بعدی اسرائیل تبدیل شود. این سخن او بحثهای داغی را دربارۀ توازن قوا در خاورمیانه، نفوذ ترکیه در سوریه، جایگاه قطر در منطقه و تنشهای فزاینده میان قدرتهای منطقهای برانگیخت.
به گفتۀ کارشناسان، سخن نفتالی بِنِت سخن یک گزارشگر بینام و نشان نیست. این سخن از دهان یک مقام بلندپایۀ پیشین اسرائیل شنیده میشود که سالها در رأس قدرت آن کشور قرار داشت. او از زبان سرویسهای امنیتی اسرائیل سخن میگوید. نفتالی بِنِت رئیس جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، را رهبری پیچیده و خطرناک توصیف کرد که میتواند شبکههای سیاسی و مالی را برای تقویت محاصرۀ استراتژیکی اسرائیل بسیج کند.
رهبران اسرائیل ترکیه را کشوری بیخطر برای اسرائیل نمیدانند. از نظر آنان، ترکیه مانند ایرانِ سالهای پیش در پی تغییر موازنۀ قدرت در خاورمیانه به سود خود است. نفتالی بِنِت روابط نزدیک قطر و ترکیه را برای اسرائیل خطرناک میداند، زیرا هردو آنها گرایش به اخوانالمسلمین دارند که به اتحاد آنها پویایی خاصی میدهد. این اتحاد در طی زمان میتواند به همان اندازۀ «محور مقاومت» جمهوری اسلامی ایران برای اسرائیل خطرناک باشد.
نخست وزیر پیشین اسرائیل پا فراتر میگذارد و میگوید: ترکیه میکوشد عربستان سعودی را نیز برضد اسرائیل برانگیزد. آن کشور به دنبال ایجاد یک «محور سنی مذهبِ» دشمنِ دولت اسرائیل در منطقه است که میتواند پاکستان را نیز که مجهز به سلاح هستهای است، در بربگیرد.
سخنان نفتالی بِنِت دربارۀ ترکیه با توجه به اینکه این کشور روابط نزدیک بهویژه از نظر نظامی با جهان غرب دارد، اهمیت دوچندان پیدا میکند. ترکیه عضو ناتو است و در تضمین امنیت کشورهای غربی سهم مهمی دارد. ترکیه در شبکۀ اقتصاد جهانی نیز جایگاه درخوری دارد. درنتیجه، خطر درگیری اسرائیل با ترکیه تعادل و ثبات جهانی را نیز تهدید میکند.
روابط ترکیه با اسرائیل در یکی دوهۀ گذشته میان همکاری و کشاکش در نوسان بوده است. دو کشور در دورههایی هماهنگی کامل سیاسی، امنیتی و اقتصادی باهم داشتند. اما بحران غزه و مسألۀ فلسطین روابط آن دو را وارد یک دورۀ پرتنش سیاسی کرد. با این حال، مناسبات گستردۀ بازرگانی میان دو کشور همچنان ادامه یافت. به همین سبب، بعضی از کارشناسان سخنان بیپردۀ نفتالی بِنِت را دربارۀ ترکیه بیاحتیاطی دیپلماتیک میدانند. با این حال، با دگرگونیهایی که پس از حملۀ ۷ اکتبر در آرایش سیاسی و موازنۀ قدرت در خاورمیانه بهویژه پس از سقوط بشار اسد در سوریه ایجاد شد، دو کشور روز به روز از هم دور شدند.
البته، تا زمانی که تکلیف جنگ کنونی با ایران روشن نشده است، کارشناسان احتمال درگیری اسرائیل با ترکیه را بسیار کم میدانند. به گفتۀ وزیر دفاع ترکیه، اگرچه خطر درگیری نظامی مستقیم میان اسرائیل و ترکیه وجود دارد، اما در حال حاضر این احتمال بسیار کم است. این سخن، نشاندهندۀ نگرانی دولت ترکیه از پیامدهای شکست ایران در جنگ کنونی است.