Podcastsتاریخ تازه‌ها

تاریخ تازه‌ها

تاریخ تازه‌ها
Dernier épisode

57 épisodes

  • سهم بدعهدی آمریکا و اسرائیل در به خون کشیده شدن جنبش جوانان

    20/1/2026
    جامعه‌شناسان و تحلیل‌گران جنبش‌های اجتماعی، خیزش اخیر گروه‌های بزرگی از جوانان کشور را که در پی تظاهرات اعتراضی بازاریان تهران به راه افتاد، به درستی «جنبش انقلابی» یا «جنبش برانداز» می‌نامند. بعضی از تحلیل‌گران ایرانی برای توصیف این خیزش از واژۀ «انقلاب» استفاده می‌کنند که از نظر اصطلاح‌شناسی دقیق نیست. زیرا از «انقلاب» زمانی می‌توان سخن گفت که جنبش انقلابی به سقوط رژیم بینجامد و قدرت به دست انقلابیان بیفتد.
    بسیاری از کارشناسان معتقدند که زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی این جنبش از پیش آماده بود و برای به راه افتادن نیاز به «کاتالیزور» داشت. تظاهرات بازاریان تهران در ۲۸ دسامبر در اعتراض به تورم افسارگسیخته و کاهش مداوم ارزش پول ملی، کاتالیزور این جنبش شد. اما چرا جنبش بی‌درنگ به تندروی کشیده شد و این گمان در میان جوانان قوت گرفت که رژیم در لبۀ پرتگاه سقوط قرار دارد؟
    جنگ دوازده روزه شکنندگی و آسیب‌پذیری نظامی جمهوری اسلامی را آشکار کرده بود. در آن جنگ، اسرائیل در کمتر از ۷۲ ساعت پدافند هوایی جمهوری اسلامی را از کار انداخت. زیرساخت‌های نظامی کشور را ویران کرد و بیشتر فرماندهان سپاه را کشت.
    افزون بر شکنندگی و آسیب‌پذیری نظامی، با جنگ دوازده روزه و پس از آن مردم به درماندگی رژیم در همۀ عرصه‌های حیات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور نیز پی بردند. با این حال، ماه‌ها بود که بی‌عملی را به واکنش‌های نسنجیده ترجیح می‌دادند تا اینکه بازاریان و مغازه داران تهران در ۲۸ دسامبر به نشانۀ اعتراض دست به تظاهرات زدند.
    تظاهرات بازاریان در رسانه‌های جهان از جمله اسرائیل بازتاب گسترده یافت. در ۲۹ دسامبر وبگاه شبکۀ تلویزیونی اسرائیل، «آی ۲۴ نیوز»، نوشت: دو روز است موج تازه‌ای از تظاهرات اعتراضی به سبب فروپاشی اقتصادی و سقوط بی‌سابقۀ ارزش پول ملی، ایران را به لرزه درآورده است. در تهران، هزاران شهروند به ویژه در بازار و محله‌های مرکزی به خیابان‌ها آمده‌اند تا به بدتر شدن روزافزون وضع اقتصادی کشور اعتراض کنند.
    وبگاه «آی ۲۴ نیوز» پس از بازگویی واکنش مسئولان جمهوری اسلامی و چندین رویداد مرتبط با این تظاهرات افزود: خبرگزاری تسنیم «رسانه‌های دشمن» و «سازمان‌های امنیتی بیگانه» را متهم کرده است که به دست عوامل داخلی خود می‌کوشند از خشم به حق مردم سوء‌استفاده ‌کنند. به نوشتۀ آن وبگاه، در چنین فضای پرتنش بود که یک حساب کاربری فارسی‌زبان وابسته به موساد پیامی منتشر کرد که در آن، روشن و آشکار ایرانیان را به تظاهرات دعوت می‌کرد.
    در پیام موساد که در شبکۀ اجتماعی ایکس منتشر شده بود، از جمله آمده بود: «باهم به خیابان‌ها بیایید. وقتش رسیده است. ما همراه شما هستیم. نه تنها از راه دور و شفاهی، در میدان نیز همراهتان هستیم». به نوشتۀ آی ۲۴ نیوز، پیام موساد این گمان را در ذهن‌‌ها ایجاد کرد که گویا اسرائیلی‌ها تصمیم گرفته اند به کمک معترضان بیایند. این موضع‌گیری بی‌پرده و بی‌سابقۀ «سازمان اطلاعات و عملیات ویژۀ دولت اسرائیل» به جنبش اعتراضی ایرانیان که ریشه در بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی کشور داشت، یک بُعد ژئوپلیتیکی انفجاری بخشید.
    پیام موساد سپس در روز چهارشنبه ۳۱ دسامبر از رادیو ارتش اسرائیل به زبان عبری پخش شد. روز بعد، اول ژانویه ۲۰۲۶ در حالی که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، سکوت کرده بود، در حساب اینستاگرام فارسی زبانِ وزارت امور خارجۀ اسرائیل پیامی در حمایت از تظاهرکنندگان منتشر شد. پیام همراه با تصویر شیر و خورشید، نشان رسمی ایرانِ پیش از انقلاب، بود. شیر پنجۀ خود را بر روی یک ساعتِ شِنی گذاشته بود که پایان نزدیک جمهوری اسلامی را اعلام می‌کرد. در پایۀ ساعت شِنی، نشان رسمی جمهوری اسلامی قرار داشت. تصویر با این جملات همراه بود: «قیام شیران و شیرزنان ایران برضد تاریکی» و «نور همیشه بر تاریکی پیروز می‌شود.»
    در همان روز، شاهزاده رضا پهلوی در شبکۀ اجتماعی ایکس نوشت: «هم‌زمان با استقبال جهان از سال نو، سپیده‌دم دوره‌ای تازه در ایران فرا رسیده است. هم‌میهنان شجاع من در شهرها و شهرک‌های سراسر کشور به خیابان‌ها آمده‌اند و برای آزادی خود می‌جنگند و جانشان را به خطر می‌اندازند. حکومت کنونی به پایان راه رسیده و در شکننده‌ترین وضعیت خود قرار دارد؛ ضعیف، عمیقا دچار اختلاف و ناتوان از سرکوبِ شجاعت ملتی در حال خیزش.»
    در آن پیام، او خطاب به جامعه جهانی افزوده بود: «از شما می‌خواهم نه فقط در حرف، بلکه در عمل در کنار مردم ایران بایستید. صلح در خاورمیانه و ثبات در جهان به ایرانی آزاد وابسته است. برخلاف ۴۶ سال آشوب و خشونتی که این حکومت به بار آورده، ایران جدید و دموکراتیکی که در پی ساختن آن هستم، دوره‌ای از رفاه و امنیت را رقم خواهد زد.»
    از آن پس بود که شاهزاده رضا پهلوی با فراخوان‌های پی در پی که در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های فارسی‌زبان حامی او در خارج منتشر و تفسیر و تشریح می‌شد، مردم را برای برانداختن جمهوری اسلامی دعوت ‌کرد.
    تظاهرات اعتراضی جوانان که به پشتگرمی وعده‌های اسرائیل و فراخوان‌های شاهزاده رضا پهلوی روز به روز رادیکال‌تر می‌شد وارد پنجمین روز خود شده بود که دونالد ترامپ مستقیم به جمهوری اسلامی هشدار داد و گفت: «اگر رژیم ایران طبق معمول به معترضانِ تظاهرات مسالمت‌آمیز شلیک کند و آنان را بکشد، ایالات متحد آمریکا به کمک آنان خواهد شتافت. ما آماده مداخله هستیم». پس از این هشدار، سخنگوی رهبر جمهوری اسلامی پاسخ داد: «مداخلۀ آمریکا به هرج و مرج در سراسر منطقه خواهد انجامید».
    به نوشتۀ «ایران وایر»، مقام‌های جمهوری اسلامی مدعی ‌اند که در ۱۰ روز اول تظاهرات با معترضان به شکل «کاملاً مدنی» برخورد شد و خواسته‌های آنان به حق دانسته شد، اما با ورود «هسته‌های تروریستی موساد و سیا»، مسیر آن از «سُفرۀ مردم» به سمت «جنگ خیابانی» کشیده شد.
    اما در توضیح بی‌عملی اسرائیل و بدعهدی ترامپ تحلیل‌گران ایرانی و بین‌المللی به عوامل گوناگون اشاره می‌کنند. گفته می‌شود مشاوران ترامپ در کاخ سفید توصیه‌های ضد و نقیض به او می‌کردند. گویا جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، از حمله به ایران پشتیبانی می‌کرد. استدلال او این بود که ترامپ با دادن هشدار به ایران دربارۀ کشتن معترضان خط قرمز تعیین کرده و باید به آن عمل کند. با این حال، او سرانجام با کنار گذاشتن گزینۀ حملۀ نظامی موافقت کرد.
    اما عامل مهمی که در گزارش‌های مطبوعات آمریکایی از جمله «واشنگتن پست» به آن اشاره می‌کنند، درخواست کشورهای عرب خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، امارات متحد عربی، قطر، عمان و دیگر متحدان عرب آمریکا از ترامپ بود. آن‌ها از ترامپ خواستند در برابر ایران به گزینۀ دیپلماتیک روی آورد. رهبران آن‌ کشورها از جمله بن‌سلمان به ترامپ گفتند: حمله به ایران پیامدهای امنیتی و اقتصادی برای کل منطقه خواهد داشت و سرانجام به زیان آمریکا تمام خواهد شد.
    به گزارش مطبوعات آمریکایی به نقل از یک منبع نزدیک به کاخ سفید، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نیز در گفت و گوی تلفنی با رئیس جمهور آمریکا از او خواست که حمله نکند. زیرا اسرائیل برای دفاع از خود آمادگی کافی ندارد. گویا نتانیاهو و ترامپ دو بار در این باره باهم گفت و گو کرده اند.
    چنین بود که جنبش انقلابی جوانان به جان آمدۀ ایران تنها ماند و به قول مهدی اخوان ثالث: گرد آمد و سوار نیامد.
  • کمبودها و توانایی‌های جنبش انقلابی کنونی از نگاه کارشناسان غربی

    13/1/2026
    بیش از دو هفته از جنبش بی‌سابقۀ گروه‌های بزرگی از مردم شهرهای ایران به ویژه جوانان برضد جمهوری اسلامی می‌گذرد. دامنه، شدت و پایداری این جنبش بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران را شگفت‌زده کرده است.
    این جنبش در پی تظاهرات بازاریان تهران در اعتراض به تورم افسارگسیخته و کاهش مداوم ارزش پول ملی به راه افتاد. شکی نیست که فراخوان‌ شاهزاده رضا پهلوی برای سرنگونی جمهوری اسلامی و وعدۀ ترامپ برای کمک به تظاهرکنندگان در تند و تیز شدن جنبش بسیار اثرگذار بود. تحلیلگران بی‌طرف غربی با توجه به تجربیات گذشته، نقاط قوت و ضعف این جنبشِ برانداز را چگونه ارزیابی می‌کنند؟
    به نظر می‌رسد بی‌رحمی رژیم در فرونشاندن جنبش که تاکنون هزاران کشته به جا گذاشته هنوز به خاموشی کامل جنبش نینجامیده و به رغم بازداشت بیش از ده هزار تن از تظاهرکنندگان، بعضی از ناظران و تحلیل‌گران ایرانی و خارجی معتقدند که جنبش ادامه خواهد داشت. اما بعضی از کارشناسان با در نظر گرفتن کمبودهای این جنبش معتقدند که فکر سرنگونی رژیم را در آیندۀ بسیار نزدیک باید از سر دور کرد.
    به گفتۀ ژنرال «نیکلا ریشو»، فرمانده پیشینِ تیپ هفتم زرهی فرانسه، برای به انجام رساندن یک انقلاب چندین شرط لازم است. شرط نخست، وجود یک رهبر کارآزموده و مصمم است که انقلاب را تا پیروزی نهایی هدایت کند. دومین شرط، ارائۀ یک برنامۀ مشخص برای آیندۀ کشور است تا مردم بدانند که پس از سرنگونی چه نظامی جایگزین نظام کنونی خواهد شد. سومین شرط، وجود سربازانی جانباز و مسلح است که همواره گوش به فرمان رهبری باشند و به‌ گونه‌ای سازمان‌یافته عمل کنند. به گفتۀ او، این شرط‌ها را در همۀ انقلاب‌های پیروزمند می‌بینیم.
    الکساندر دِل وال، کارشناس سرشناس ژئوپلیتیک در فرانسه، با استناد به تحقیقات «جین شارپ»، پژوهشگر آمریکایی در زمینۀ پیکارهای بی‌خشونت، می‌گوید: پیروزی یک انقلاب به توانایی آن در استفاده از نیروهای رژیم نیز وابسته است. جنبش انقلابی باید کاری کند که نیروهای سرکوب رژیم مرتکب خطا شوند و با این کار شکافی در میان نظامیان کشور ایجاد شود. به گفتۀ او،  ارتش ایران نمی‌تواند تماشاگر بی‌رحمی سپاه پاسداران و نیروهای بسیج در فرونشاندن جنبش اعتراضی باشد.
    به گفتۀ الکساندر دِل وال، دولت ترامپ برای مداخله در ایران به دنبال فرصت مناسب است. به عبارت بهتر، ترامپ برای مداخله در ایران باید توجیهی پذیرفتنی داشته باشد. شاید اکنون با توجه به ابعاد بی‌سابقۀ سرکوب، رئیس جمهور آمریکا به قول خود عمل کند به‌ویژه از آن رو که وعدۀ او برای یاری رساندن به مردم معترض ایران در رادیکالیزه شدن جنبش کنونی بسیار اثرگذار بود.
    با این حال، به گفتۀ این کارشناس، به نظر می‌رسد مردم ایران برای آزاد کردن خود از یوغ جمهوری اسلامی تصمیم خود را گرفته ‌اند. زیرا به تجربه دیده اند که این رژیم هیچ‌گونه سازگاری با تاریخ، فرهنگ و حتی دین ایرانیان ندارد و ثروت ملی کشورشان را در بیرون از مرزهای ایران صرف جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای خود کرده است. به گفتۀ او، خمینی مانند جانشین‌اش پیرو اخوان‌المسلمین بود و نظامی که با الهام از افکار حسن البَنّا و سید قطب برپا کرد، از آغاز با مخالفت علمای درجه اول شیعه رو به رو شد.
    به نوشتۀ «ژیل میائِلی»، تاریخ‌شناس و روزنامه نگار فرانسوی، راز پویایی کنونی جنبش اعتراضی ایرانیان را در پیوستن تدریجی گروه‌های اجتماعی گوناگون به آن باید جست. آن‌ها از طریق کانال‌های گوناگون وارد جنبش اعتراضی شدند. پس از بازاریان که در اعتراض به سقوط پول ملی و رشد سرسام‌آور نرخ ارز به میدان آمدند، دانشجویان، طبقات متوسط ​​شهری، فارغ‌التحصیلان جوان بی‌آینده و سپس بخش‌هایی از کارکنان خدمات عمومی به جنبش پیوستند. تورم فزاینده، فقر روزافزون و نبود چشم‌انداز همۀ آنان را با هدف سرنگونی رژیم به میدان آورد.
    با این حال، هنوز هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که بخش‌های اقتصادی استراتژیک مانند نفت و گاز به جنبش پیوسته باشند. همین بخش‌ها هستند که با اعتصابات گسترده و هماهنگ می‌توانند سرنگونی رژیم را امکان‌پذیر کنند. زیرا فلج کردن منابع حیاتیِ ارز خارجی و درآمد رژیم، ناگزیر به فروپاشی آن می‌انجامد.
    به گفتۀ این تاریخ‌شناس، درست است که از نظر سیاسی جنبش اعتراضی کنونی بی‌بهره از رهبری ساختمند و یک مرکز تصمیم‌گیری است. اما این کمبودِ سازمانی در کوتاه ‌مدت به سود جنبش است. زیرا رژیم را از روش‌های آزموده‌اش برای سرکوب جنبش از راه بازداشتِ رهبران، سخنگوها یا کمیته‌هایِ رهبری محروم می‌کند. از همین رو، جنبش اعتراضی هم‌اکنون به صورت افقی و پراکنده گسترش می‌یابد و پیش‌بینی و خنثی‌ کردن آن در درازمدت دشوار است.
     اما این نقطۀ قوت در میان‌مدت و بلندمدت می‌تواند به یک ضعف ساختاری تبدیل شود. نبود رهبری ساختمند و یک مرکز تصمیم‌گیری، سد راه گسترش جغرافیایی و اجتماعی جنبش اعتراضی نیست. اما از توانایی آن برای ارائۀ یک پروژه سیاسی سنجیده و پذیرفتنی و مهم‌تر از همه، پیشنهاد یک نظام جایگزینِ معتبر و شناخته ‌شده، چه در داخل و چه در سطح بین‌المللی، می‌کاهد.
    در این فضای سیاسی است که شاهزاده رضا پهلوی توانسته است تا حدودی خود را در مقام شخصیتی سرشناس و شنیدنیِ اپوزیسیون ایران مطرح کند. اگرچه در این مرحله از جنبش انقلابی نمی‌توان میزان حمایت واقعی جامعۀ ایران را از او یا نقشی که ممکن است در آینده سیاسی کشور داشته باشد، به دقت سنجید و روشن کرد، اما این حقیقت را نباید نادیده گرفت که نام او تنها نامی است که بارها در بیشتر تظاهرات شنیده می‌شود و در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب پیدا می‌کند. با این حال، این رهبری نمادین به خودی خود جایگزین برنامه سیاسی یا حمایت کلیت معترضان از او نمی‌شود.
    شکی نیست که فراخوان‌های شاهزاده رضا پهلوی و دعوت او از مردم برای سرنگونی رژیم در رادیکالیزه شدن جنبش بسیار اثرگذار بوده است. بنابراین، می‌توان گفت که او با فراخوان‌هایش سرنوشت سیاسی خود را به سرنوشت جنبش کنونی گره زده است.
  • بازگشت ناگزیر ونزوئلا به زیر فرمان آمریکا

    06/1/2026
    پس از بازداشت نیکلاس مادوروُ، رئیس جمهور ونزوئلا، و همسر او در کاراکاس و انتقال آنان به نیویورک، دونالد ترامپ خطوط کلی برنامۀ دولت آمریکا را در ونزوئلا روشن و آشکار اعلام کرد.
    ترامپ به خبرنگاران گفت: شرکت‌های نفتی آمریکایی به ونزوئلا باز خواهند گشت. ما مدیریت صنعت نفت ونزوئلا را به دست خواهیم گرفت و نفتی را که ونزوئلا نمی‌تواند بفروشد به دیگر کشورها خواهیم فروخت. ما کسانی را برای ادارۀ ونزوئلا منصوب می‌کنیم تا گذار مسالمت‌آمیز در آن کشور انجام گیرد. ما کاری می‌کنیم که مردم ونزوئلا آزاد و پول‌دار شوند.
    یکی از هدف‌های اعلام شدۀ ترامپ چه در دور نخست و چه در دور دوم ریاست جمهوری‌اش بازسازی قدرت آمریکا در آمریکای لاتین بوده است. برای ایالات متحد آمریکا پذیرفتنی نیست که دولت‌هایی در آمریکای لاتین اجازه دهند چین، رقیب اصلی آمریکا در جهان، به مواضع نیرومندی در آمریکای لاتین دست یابد و جای پای خود را در آن منطقه محکم کند.
    نیکلاس مادوروُ یک روز پیش از حملۀ آمریکا میزبان یک هیئت تجاری چینی از جمله نمایندۀ ویژۀ دولت چین در امور آمریکای لاتین بود. در دو دهۀ گذشته ونزوئلا به بزرگ‌ترین مقصد سرمایه‌گذاری چین در آمریکای لاتین تبدیل شده بود. امروز چین دومین شریک تجاری ونزوئلا و بزرگترین خریدار نفت آن کشور است. نزدیک به ۶۰۰ هزار چینی یا چینی‌تبار در ونزوئلا زندگی می‌کنند. به همین سبب، بسیاری از کارشناسان رویدادهای اخیر ونزوئلا را سرآغاز درگیریِ جدی ایالات متحد با چین در آمریکای لاتین می‌دانند. آنچه در چند روز گذشته در ونزوئلا روی داد، درواقع، کاربستِ «دکترین مونروُ» به شیوۀ دونالد ترامپ بود.
    در اواخر بهار ۲۰۰۸ اندیشکدۀ آمریکایی «شورای روابط خارجی» گزارشی با عنوان «روابط ایالات متحد و آمریکای لاتین: جهت‌گیری تازه برای واقعیتی تازه» منتشر کرد. آن گزارش با هدف اثرگذاری بر دستور کارِ سیاست خارجیِ دولت آیندۀ ایالات متحد آمریکا که قرار بود از ژانویۀ ۲۰۰۹ زمام امور آن کشور را به دست گیرد، طراحی شده بود.
    متن گزارش بر این نکته تأکید می‌کرد که «دورانِ سَروَری ایالات متحد بر آمریکای لاتین به پایان رسیده است». در اجلاس کشورهای آمریکایی در آوریل ۲۰۰۹ بسیاری از ناظران گمان کردند که رئیس جمهور آمریکا، باراک اوباما، با این نظر موافق است. او به رهبران آمریکای لاتین «دوران جدیدی» از «همکاری برابر» و «احترام متقابل» وعده داد. چهار سال بعد، جان کِری، دومین وزیر امور خارجۀ اوباما، پا فراتر گذاشت و در برابر همتایان خود در «سازمان کشورهای آمریکایی» اعلام کرد که «دوران دکترین موُنروُ سپری شده است».
    سخنرانی او به ظاهر پایان سیاستی کم و بیش دویست ساله را که همان «دکترین موُنروُ» باشد، اعلام می‌کرد. برپایۀ آن دکترین، ایالات متحد آمریکا هرگاه لازم بداند خودسرانه در آمریکای لاتین مداخله می‌کند. رهبران آمریکای لاتین از آن سخنرانی استقبال گرمی کردند و خطای چند ماه پیشِ «جان کری» را که گفته بود آمریکای لاتین «حیاط خلوت» ایالات متحد است، بر او بخشودند.
    اما ترامپ که در ژانویۀ ۲۰۱۷ زمام امور ایالات متحد آمریکا را به دست گرفت، در روابط خود با آمریکای لاتین سیاستی تندروانه‌تر پیشه کرد. او اندکی پس از روی کار آمدن اعلام کرد که سیاست‌های باراک اوباما را برای عادی‌سازی روابط ایالات متحد آمریکا با کوبا لغو خواهد کرد.
    رِکس تیلرسون، نخستین وزیر امور خارجۀ ترامپ، «دکترین موُنروُ» را موفقیت‌آمیز خواند و برای آنکه کسی در آگاهی او از تاریخ آن دکترین شک نکند، از «جان آدامز»، و «جیمز موُنروُ» یاد کرد. سپس به گسترش روابط چین با آمریکای لاتین پرداخت و افزود: «آمریکای لاتین به قدرت‌های امپریالیستیِ جدید نیاز ندارد»، «منطقه ما باید هشیار باشد و از خود در برابر قدرت‌های دوردست محافظت کند».
    ایدۀ اصلی «دکترین موُنروُ» را نخستین بار جان آدامز، دومین رئیس جمهور آمریکا، در ۱۸۰۱ مطرح کرد. او گفت: قارۀ آمریکا (شامل آمریکای شمالی، آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی) پذیرای استعمار نیست و مرزهای آن باید به روی قدرت‌های خارجی بسته شود. این ایده سپس در ۲ دسامبر ۱۸۲۳ در دوران ریاست جمهوری جیمزموُنروُ به یک اصل سیاست خارجی ایالات متحد آمریکا تبدیل شد.
    اما بسیاری از کارشناسان و تحلیل‌گران سیاست‌ خارجی ایالات متحد آمریکا معتقدند که در سیاست خارجی آن کشور در چند دهۀ اخیر گسستی روی نداده و همۀ دولت‌های آمریکا به دکترین مونروُ وفادار مانده‌اند. کم نیستند کارشناسانی که دستور کار سیاست‌ خارجی باراک اوباما را به‌ویژه دربارۀ آمریکای لاتین ادامۀ دستور کار جورج دبلیو بوش بدانند؛ چنان که دستور کارِ سیاست خارجی دولت ترامپ را نیز هم در دور نخست و هم در دور دوم ریاست جمهوری‌اش در اصل و در بیشتر موارد ادامۀ دستور کارِ سیاست خارجی باراک اوباما در آمریکای لاتین می‌دانند.
    در واقع، دولت‌های ایالات متحد آمریکا دست‌کم از آغاز قرن بیستم تاکنون نقشۀ راه کم و بیش همانندی را در آمریکای لاتین دنبال کرده‌اند. البته ابزارها و روش‌های کاربست آن در دوره‌های گوناگون تغییر کرده است. اما هدف‌های اصلی آن که مهم‌ترین‌شان حفظ سرکردگی ایالات متحد بر آمریکای لاتین بوده، همواره یکسان باقی مانده‌ است.
    به گفتۀ کارشناسان، ادامۀ سرکردگی ایالات متحد در کشورهای آمریکای لاتین بیشتر وقت‌ها با لفاظی‌هایی مانند ترویج دموکراسی و رعایت حقوق بشر همراه بوده است. اما استراتژی سیاسی آمریکا در آن کشورها همواره به قدرت نشاندنِ دولت‌هایی بوده است که از نظر اقتصادی، امنیتی و سیاست خارجی پشتیبان و دنباله رو ایالات متحد باشند. به گفتۀ بسیاری از کارشناسان، باراک اوباما راه را برای سیاست‌های دونالد ترامپ در آمریکای لاتین هموار کرد.
    هنگام ورود اوباما به کاخ سفید در سال ۲۰۰۹ بر بیشتر کشورهای آمریکای لاتین دولت‌هایی حاکم بودند که در مجموع به دنبال افزایش استقلال خود از ایالات متحد بودند. اما هنگامی که اوباما در ۲۰۱۷ کاخ سفید را ترک می‌کرد، شمار اندکی از کشورهای آمریکای لاتین زیر حاکمیت دولت‌های استقلال‌طلب بودند.
    در ونزوئلا، باراک اوباما برای دور نگه داشتن طرفداران هوگو چاوز از قدرت از هیچ کوششی فروگذار نکرد. دولت او در سال ۲۰۱۳ از به رسمیت شناختن پیروزی انتخاباتی نیکولاس مادوروُ خودداری کرد. او  در سال ۲۰۱۵ در عین حال که گام‌هایی برای عادی‌سازی روابط آمریکا با کوبا برمی‌داشت، ونزوئلا را کشوری توصیف کرد که « امنیت ملی» ایالات متحد را تهدید می‌کند. او همواره تحریم‌های کشورش را بر مقام‌های بلندپایۀ دولت ونزوئلا توجیه می‌کرد.
    باری، با توجه به ذخایر عظیم نفت در ونزوئلا و ماجراجویی‌های سیاسی هوگو چاوز و نیکولاس مادوروُ در دودهۀ گذشته در آن کشور، ایالات متحد آمریکا برای حفظ سرکردگی خود در آمریکای لاتین ناگزیر بود آن کشور را به زیر فرمان خود درآورد. برای این کار، دونالد ترامپ بهترین گزینه بود.
    پرسش این است که آیا ایران نیز چنین اهمیتی برای آمریکا دارد؟ و آیا ترامپ به وعده‌های خود در حمایت از مردم ایران عمل خواهد کرد؟
  • آیا بازار می‌تواند آغازگر جنبشی باشد که به سرنگونی جمهوری اسلامی بینجامد؟

    30/12/2025
    از روز یکشنبه ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ گروه‌های بزرگی از بازاریان و مغازه داران تهران در اعتراض به افزایش سرسام‌آور نرخ ارز و سقوط ارزش پول ملی ایران که به کسادی بازار و نابسامانی نظام اقتصادی کشور انجامیده، دست به تظاهرات زده‌اند. گفته می‌شود در سومین روز این جنبش اعتراضی، گروه‌هایی از دانشجویان نیز در تهران و شهرهای دیگر به تظاهرکنندگان پیوسته‌اند.
    در چند شهر دیگر ایران مانند کرج، مشهد، اصفهان و شیراز نیز تعطیلی بازار و تظاهرات خیابانی برضد گرانی و بی‌ثباتی وضع اقتصادی کشور آغاز شده است. در چند سال‌ گذشته بازاریان چندین بار در اعتراض به تورم افسارگسیخته و کسادی داد و ستد دست به تظاهرات و اعتصاب زده اند.
    مدتی است نوسان‌ شدید نرخ ارز و طلا در ایران، بازاریان و مغازه داران را در وضع بسیار بدی قرار داده چنان که خرید و فروش هر نوع کالا به‌ویژه کالاهای مصرفی را برای آنان دشوار و حتی ناممکن کرده است. به گزارش سایت‌های اطلاع رسانیِ نرخ ارز و سکه و طلا، در طی روز یکشنبه هر دلار آمریکا به بیش از ۱۴۴ هزار تومان، هر یورو به بیش از ۱۶۹ هزار تومان و هر پوند انگلیس به بیش از ۱۹۴ هزار تومان رسید.
    کارشناسان امور اقتصادی در ایران علل اصلی این وضع را کاهش شدید درآمدهای نفتی براثر تحریم‌های بین‌المللی، کسری بودجۀ دولت، کمبود ارزهای خارجی و تورم بالا می‌دانند که سبب شده است دولت بودجهٔ سال آینده را «انقباضی» به مجلس ارائه کند. در سیاست مالی انقباضی، دولت می‌کوشد از سویی هزینه‌های خود را کاهش دهد و از سوی دیگر مالیات بیشتری از مردم بگیرد. کارشناسان اقتصاد در ایران پیش‌بینی می‌کنند این وضع به افزایش بیشتر نرخ تورم و جهش سرسام‌آور قیمت‌ها در سال آینده خواهد انجامید.
    بازاریان به تجربه می‌دانند که اگر تحریم‌های بین‌المللی ادامه یابد و ایران نتواند نفت خود را آزادانه در بازارهای جهانی بفروشد، نوسان شدید نرخ ارز ادامه خواهد داشت و ثبات و آرامش به بازار بر نخواهد گشت. رکود داد و ستد و کاهش بیش از پیش قدرتِ خرید مردم هستی بازاریان و به طور کلی کاسبان و مغازه‌داران کشور را تهدید می‌کند.
    بازار در حیات اقتصادی و اجتماعی ایران همیشه جایگاه محوری داشته است. به همین سبب، بازاریان از آستانۀ انقلاب مشروطیت تاکنون سهم عمده و گاه تعیین کننده در جنبش‌های اجتماعی و سیاسی داشته اند. در قرن گذشته دولت‌ها برای تضعیف جایگاه محوری این شبکۀ درهم تنیدۀ تجاری در اقتصاد کشور، سیاست‌هایی را به اجرا گذاشتند و کوشیدند با از آنِ خود کردن بعضی از کارکردهایِ تجاری بازار از اهمیت آن در نظام اقتصادی کشور بکاهند. با این حال، بازاریان با دگرگونی‌های اقتصادی و اجتماعی زمانه سازگار شدند و توانستند به حیات خود ادامه دهند.
    بازار چیزی فراتر از مکانی برای مبادله کالا و خدمات است. در کوچه پس کوچه‌های این شبکۀ پیچیده و درهم‌ تنیدۀ تجاری، افزون بر مغازه‌ها و حُجره‌ها انبوهی خانه، مدرسه، رستوران، قهوه‌خانه، مسجد و دیگر نهادهای دینی و گاه محفل‌های مخفی سیاسی نهفته است. بنیان‌گذاران جمهوری اسلامی در آغاز از پشتیبانی بخش مهمی از بازاریان بهره‌مند شدند چنان که در سال‌های نخستین حکمرانی‌شان بازار یکی از پایگاه‌های سیاسی آنان بود.
    با این حال، جمهوری اسلامی نیز برای ادامه حیات و تضمین پایداری خود، ناگزیر شد از قدرت و اهمیت بازار در نظام اقتصادی کشور بکاهد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به منظور تقویت قدرت نظامی و نفوذ سیاسی خود به‌ویژه در میان روستاییان و مردم فقیر شهر‌ها فعالیت گسترده‌ای را در بسیاری از بخش‌های اقتصادی کشور از جمله در بخش تجاری، ساخت و ساز و کشاورزی آغاز کرد چنان که رفته رفته به یک بازیگر مسلط اقتصادی و سیاسی تبدیل شد.
    اما بازاریان نه تنها مقاومت کردند بلکه دامنۀ فعالیت تجاری‌‌شان را به بیرون از مکان سنتی بازار گستردند چنان که اکنون خیابان‌هایی در تهران و بعضی از شهرهای بزرگ ایران به شیوۀ بازار سازماندهی شده‌اند و در هریک از آن‌ها کالای خاصی به مشتریان عرضه می‌شود. برای مثال، درتهران بیشتر مردم برای خرید چمدان به خیابان منوچهری می‌روند که بزرگ‌ترین و معروف‌ترین مرکز خرید این کالاست. 
    بازار یکی از نهادهای کهن و پایدار نظام اقتصادی در ایران است. این نهاد سنتی توانسته است با تحولات و دگرگونی‌های اقتصادی و سیاسی کشور در قرن گذشته سازگار شود. تاریخ مدرن ایران از جنبش مشروطه‌خواهی به این سو نشان می‌هد که بازار هم‌چنان کانون شورش‌های اجتماعی و خواسته‌های سیاسی است. در تاریخ مدرن ایران، بسیاری از آشوب‌های سیاسی، شورش‌ها و خیزش‌های اجتماعی از بازار بزرگ تهران آغاز شده است.
    در زمان قاجار، جایگاه برتر بازار در اقتصاد کشور سبب شد که بازاریان به نیروی اصلی مخالفت با حکومت تبدیل شوند. انقلاب مشروطه در ۱۹۰۵ از بازار آغاز شد. علاء‌الدوله، فرماندار تهران، سه تاجر قند را به دلیل گرانی قند به چوب بست. در اعتراض به این کارِ او بازاریان تهران سر به شورش برداشتند. جنبش اعتراضی آنان به دیگر شهرهای بزرگ نیز سرایت کرد و با پیوستن گروه‌های دیگری از مردم به معترضان، کار به انقلاب کشید.
    در انقلاب مشروطه سرآمدان سیاسی و بازرگانان درس‌خوانده و آگاه توانستند به شورش بازاریان جهت سیاسی بدهند. از آن پس، بازار به سرچشمۀ نگرانی حکمرانان تبدیل شد. کوشش‌های دولت در زمان رضاشاه برای کنترل این نهاد به شکست انجامید. بازاریان با بستن بازار اقتصاد ایران را چندین بار فلج کردند.
    در زمان محمدرضاشاه نیز بازار یکی از کانون‌های اصلی نافرمانی و آشوب بود. جامعه‌شناسان از بازاریان زیر عنوان طبقۀ متوسط سنتی نام می‌برند. جمهوری اسلامی در آغاز از نظر فرهنگی و سیاسی بیشتر با خواسته‌های این طبقه سازگار بود. اما اکنون قشرهای بزرگی از این طبقه نیز کم و بیش خواسته‌های طبقۀ متوسط جدید را مطرح می‌کنند که در چند دهۀ اخیر با توسعۀ شهرنشینی در ایران گسترش بی‌سابقه‌ای یافته است.
    به گفتۀ بعضی از ناظران و جامعه‌شناسان به‌ویژه در ایران، در اوضاع و احوال آشفته و نابسامان کنونی کشور، بازار شاید آغازگر جنبشی باشد که به سرنگونی جمهوری اسلامی بینجامد.
  • برای به راه انداختن جنگ تازه با ایران، نتانیاهو نیازمند چراغ سبز آمریکاست

    23/12/2025
    در چند روز گذشته احتمال حملۀ دوبارۀ اسرائیل به ایران یکی از خبرهای پُربسامد رسانه‌های اسرائیلی و ایرانی بود. روز شنبه ۲۰ دسامبر روزنامۀ آمریکایی «ان بی سی» خبر داد که نتانیاهو در سفر آیندۀ خود به آمریکا در نظر دارد طرح هایی برای حملهٔ دوباره به ایران به دونالد ترامپ پیشنهاد کند.
    «ان بی سی» از قول چند مقام پیشین آمریکایی و یک منبع اسرائیلی نوشت که نتانیاهو خواهد کوشید ترامپ را برای حمله‌ای دیگر به ایران مجاب کند. زیرا برنامۀ هسته‌ای ایران نه تنها اسرائیل بلکه منطقه و منافع ایالات متحد آمریکا را نیز تهدید می‌کند. البته خود نتانیاهو از احتمال حملۀ دوباره به ایران سخنی نمی‌گوید.
    روز یکشنبه ۲۱ دسامبر نیز سپهبد اِیال زَمیر، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح اسرائیل، گفت که ارتش اسرائیل دشمنان خود را هر جا که لازم باشد، در جبهه‌های نزدیک و دور بمباران خواهد کرد. به نوشتۀ روزنامۀ «تایمز اسرائیل» منظور او این است که شاید لازم باشد اسرائیل بار دیگر به ایران حمله کند.
    این روزنامه از قول سپهبد اِیال زَمیر نوشت: جنگِ چندجبهه‌ای که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ با حملهٔ حماس به جنوب اسرائيل آغاز شد، پای حزب الله لبنان، حوثی‌های یمن، شبه نظامیان عراق و خود جمهوری اسلامی را به میان کشید. به گفتۀ زَمیر، جنگ با ایران در مرکز این طولانی‌ترین و پیچیده‌ترین جنگ تاریخ اسرائيل قرار دارد. به نوشتۀ این روزنامه، اگرچه اسرائيل اعلام کرده است که موجودیت اش را برنامهٔ هسته‌ای ایران تهدید می‌کند، اما مقام‌های اسرائیلی موشک‌های بالستیک ایران را خطری بزرگ‌تر می‌دانند.
    بسیاری از کارشناسان معتقدند که ایران پس از جنگ ۱۲ روزه با شتاب بیشتری به بازسازی زرادخانۀ موشکی خود پرداخته است. این سلاح در ماه ژوئن ۲۰۲۵ در مرکز درگیری کوتاه مدت ایران با اسرائیل قرار داشت. مقام‌های جمهوری اسلامی مدعی‌اند که هم‌اکنون ذخایر موشکی ایران بسیار بیش‌ از گذشته است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در ۵ نوامبر گفت: هم‌اکنون قدرت موشکی ما بسی بیش‌تر از قدرت موشکی ما در جنگ ۱۲ روزه است.
    به نوشتۀ «بنژامن لوُران»، کارشناس ژئوپلیتیک مجلۀ ژِئوُ، برنامۀ هسته‌ای ایران برخلاف آنچه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در ماه ژوئن مدعی شد، نابود نشده است و می‌تواند در تأسیسات جدید غنی‌سازی اورانیوم از سر گرفته شود. به گفتۀ این کارشناس، در پیروزی ادعایی واشنگتن و تل‌آویو در جنگ دوازده روزه باید تردید کرد. با توجه به ناتوانی جامعۀ بین‌المللی در مذاکره با ایران برای توقف قطعی برنامۀ هسته‌ای آن کشور، احتمال می‌رود درگیری جدیدی در ماه‌های آینده روی دهد.
    درست است که ادعاهای مسئولان جمهوری اسلامی ایران را نمی‌توان راستی‌آزمایی کرد، اما به نظر می‌رسد دولت آن کشور پس از جنگ دوازده روزه بر بودجۀ تولید نظامی خود افزوده است. عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع و پشتیبانی جمهوری اسلامی، در ۱۰ نوامبر اعلام کرد که صنعت دفاعی ایران پس از ماه ژوئن هم از نظر کمیت و هم از نظر کیفیت تولید خود را افزایش داده است.
    ارزیابی آسیب وارد شده بر ذخایر موشکی ایران در جنگ دوازده روزه دشوار است. به گفتۀ بنژامن لوُران، در آن جنگ جمهوری اسلامی بیش از ۶۰۰ موشک شلیک کرد که ۵۰۰ فروند آن‌ها توانستند به حریم هوایی اسرائیل برسند. از سوی دیگر، اسرائیلی‌ها مدعی شدند که بسیاری از پرتابگرهای ایران را نابود کرده اند. با این حال، رژیم ایران مدعی است که کم و بیش همۀ ذخایر موشکی زیرزمینیِ آن دست نخورده باقی مانده است.
    به گفتۀ علی واعظ، مدیر پروژۀ ایران و مشاور ارشد رئیسِ «گروه بین‌المللی بحران»، در مصاحبه با نیویورک تایمز، مقام‌های ایرانی می‌گویند : کارخانه‌های موشک‌سازی جمهوری اسلامی بی وقفه کار می‌کنند. تولید موشکی ما جنبۀ جاه‌طلبی ندارد. هدف این است که بتوانیم با پرتاب «۲۰۰۰ موشک در یک حمله» اسرائیل را موشک‌باران کنیم. در جنگ دوازده روزه ۵۰۰ موشک در یک حمله پرتاب کردیم.
    در ماه ژوئن، رگبار موشک‌های شلیک ‌شده از ایران به خاک اسرائیل خسارت‌های محدودی به بار آورد. تنها چند موشک توانستند از پدافند لایه به لایۀ اسرائیل عبور کنند و به هدف برسند. به گزارش هاآرتص، ارتش اسرائیل اعلام کرد که ۸۶ درصد موشک‌ها را رهگیری کرده است. البته این درصد شامل ۲۴۳ موشکی نمی‌شود که در مناطق غیرمسکونی فرود آمدند.
    به گفتۀ کارشناس ژئوپلیتیکِ مجلۀ ژِئو، اما این بار، رگباری از موشک‌های بیشتر می‌تواند خسارت‌های جدی به اسرائیل وارد کند به‌ویژه اگر ارتش ایران از جنگ دوازده روزه درس گرفته باشد. از سوی دیگر، ارتش اسرائیل باید جنگ‌افزارهای رهگیر خود را که در جنگ دوازده روزه و حملات پیشین ایران در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ به پایان رسیده بود، بازسازی کند.
    آمریکا نیز نیازمند بازسازی سیستم‌های دفاع ضد موشکی آمریکایی در اسرائیل است. به گزارش وال استریت ژورنال، سیستم‌های دفاع ضد موشکی «تاد» آمریکایی مستقر در اسرائیل بیش از ۱۵۰ موشک شلیک کرده‌اند که کم و بیش یک چهارم ذخایر این نوع موشک‌های رهگیر را تشکیل می‌دهد.
    اما آنچه اکنون نتانیاهو و به طور کلی دولت اسرائیل را نگران کرده است، اعلام رسمی «پایانِ اولویت خاورمیانه» در سیاست خارجی آمریکاست که متن منتشر شدۀ «استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ ایالات متحد آمریکا» گواه آن است. در این سند که چندی پیش منتشر شده، دولت ترامپ همۀ کشمکش‌ها و تهدیدها را در منطقۀ خاورمیانه پایان یافته یا در آستانۀ حل‌شدن اعلام کرده است. اگر چه در این سند ایران «بزرگ‌ترین منبع بی‌ثباتی» در منطقه توصیف شده، اما گفته شده است که پس از جنگ دوازده روزه و عملیات «چکش نیمه‌شب» در ماه ژوئن امسال، تهدید از سوی ایران تا حد زیادی از میان رفته ‌است.
    پرسش این است که آیا اسرائیل بدون «چراغ سبز» آمریکا و شرکت مستقیم آن کشور در جنگ با ایران، می‌تواند جنگ تازه‌ای را با جمهوری اسلامی آغاز کند؟ به گفتۀ اِتی‌ین مارکوز، تحلیلگر ارشد سلاح‌های استراتژیک و پژوهشگر وابسته به «بنیاد پژوهش‌های استراتژیک» در زمینۀ بازدارندگی و دفاع موشکی، توان تهاجمی اسرائیل در درجه نخست وابسته به نیروی هوایی آن است. اما نیروی هوایی آن به هرحال کوچک است و در یک جنگ درازمدت از نفس می‌افتد. به گفتۀ او: اسرائیل با حمله‌های غافلگیرانه تنها می‌تواند چند هفته مقاومت کند.
    بنابراین، آن کشور برای به راه انداختن جنگ تازه‌ با جمهوری اسلامی باید از شرکت مستقیم آمریکا در جنگ مطمئن باشد. آیا ترامپ در چند روز آینده این اطمینان را به نتانیاهو خواهد داد؟

À propos de تاریخ تازه‌ها

رویدادهای روز که خمیرمایۀ «اخبارِ» رسانه ها را تشکیل می دهند، فراوان ریشه در گذشته دارند و گاه بیش از آنکه حاصل گریز ناگهانی احوال روز باشند، نتیجۀ دیگرگون شدن هر چند کُند، اما ژرف و پایدار روزگاری دراز مدت اند. «تاریخ تازه‌ها» بر گذشتۀ رخدادهای روز می نگرد و در این نظر و گذر پیشینۀ چرخش‌ها‌ی کنونی را باز می نماید.
Site web du podcast
Applications
Réseaux sociaux
v8.3.0 | © 2007-2026 radio.de GmbH
Generated: 1/23/2026 - 10:18:38 PM