Podcastsتاریخ تازه‌ها

تاریخ تازه‌ها

تاریخ تازه‌ها
Dernier épisode

70 épisodes

  • نابود کردن هدفمند آثار تاریخی و زیرساخت‌های حیاتی ایران در جنگ کنونی

    21/04/2026
    ویران کردن هدفمند وسازمان‌یافتۀ ساختمان‌ها، پُل‌ها، کارخانه‌ها، فرودگاه‌ها و به طورکلی زیرساخت‌های حیاتی یک کشور و نیز بمباران میراث تاریخی و فرهنگی یک ملت، شهرکُشی (به انگلیسی «اوربیساید») نامیده می‌شود. تخریب موزه‌ها، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، آزمایشگاه‌ها، کتابخانه‌ها، پژوهشگاه‌ها و دیگر نهادهایی از این دست، با هدف نابودی حافظۀ جمعی، اندوختۀ علمی و دانش فنی و پزشکی یک ملت انجام می‌گیرد. به طور کلی، «شهرکُشی» به قصد از میان بردن توانایی یک ملت برای بازتولیدِ زندگی جمعی انجام می‌گیرد.
    کم و بیش همۀ ناظران بین‌المللی از ویرانگری‌های ارتش اسرائیل در نوار غزه و جنوب لبنان با عنوان «شهرکُشی» یاد می‌کنند. عباس امانت، خاورشناس و پژوهشگر تاریخ قاجاریه و استاد بازنشستۀ تاریخ و مطالعات بین‌المللی در دانشگاه ییل آمریکا، در گفتاری ویدیویی به یک نمونۀ بسیار تکان‌دهنده از «شهرکُشیِ» دولت اسرائیل در جنوب لبنان اشاره می‌کند. به گفتۀ او، دولت اسرائیل در جنگ پیشین یک جنگل درخت سِدر را در جنوب لبنان به‌کل نابود کرد. بیش از ده هزار نهال سِدر را (که نماد کشور لبنان است) از ریشه کند و بُرد در اسرائیل کاشت. این پژوهشگر در ادامه می‌افزاید: در بروکلینِ ایالت نیویورک آمریکا چندین بنگاه‌ معاملات املاک وجود دارد که زمین‌های زیتون‌کاری شدۀ فلسطینیانِ کرانۀ باختری را که نونشینان اسرائیلی تصرف کرده‌ اند، به مشتریان آمریکایی می‌فروشند.
    ایالات متحد آمریکا و اسرائیل در جنگ دوازده روزه و جنگ اخیر با ایران گام‌های بلندی در جهت «شهرکُشی» برداشتند. بمباران مکان‌هایی مانند «انستیتو پاستور»، بیمارستان گاندی تهران یا دانشگاه علم و صنعت معنایی جز «شهرکُشی» ندارد. انستیتو پاستور تنها یک مرکز آزمایشگاهی یا پژوهشی نبود بلکه بخشی از حافظه تاریخیِ پزشکی مدرن در ایران بود. در حملۀ هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل به این انستیتو، ساختمان مرکزی و آزمایشگاه‌های آن به شدت آسیب دیدند. انهدام پل معلق «بی 1» کرج که یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های معماری خاورمیانه بود، چه معنایی جز «شهرکُشی» می‌تواند داشته باشد ؟
    بَنژامَن موتَن، استاد باستان‌شناسی دانشگاه سوربن، در مصاحبه‌ای با رادیو بین‌المللی فرانسه می‌گوید: در گزارش‌ها به آسیب دیدن تنها چهار مکان ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو اشاره کرده اند. اما ایران پر از مکان‌های تاریخیِ کمتر شناخته‌ شده و ثبت‌ نشده است که بی‌شک آسیب دیده اند. شکی نیست که ایرانیان آسیب‌هایی را که در بمباران‌ تهران به کاخ گلستان رسید مرمت خواهند کرد، اما اصالت کاخ را بی‌گمان نمی‌توانند به آن بازگردانند. بخش‌هایی مانند تخت مرمر و ایوان مرمر به شدت آسیب دیده‌ اند.
    به گفتۀ این پژوهشگر، بازسازی بیشتر آثار تاریخی آسیب ‌دیدۀ ایران امکان‌پذیر نیست. آثار باستان‌شناختی ایران به صدها هزار سال پیش برمی‌گردد. کهن‌ترین آن‌ها آثار دورۀ پارینه‌سنگی اند که برای علم باستان‌شناسی اهمیت کلیدی دارند. اگر ظهور نخستین روستاهای کشاورزی را دورۀ نوسنگی یعنی پس از دورۀ پارینه سنگی فرض کنیم، هنوز پرسش‌هایی دربارۀ مکانیسم‌های ظهور کشاورزی و اهلی کردن گیاهان و حیوانات میان خاور نزدیک و آسیای جنوبی باقی مانده است. بدیهی است که ایران جایگاه محوری برای پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها دارد.
    یونسکو فهرست مکان‌های ثبت‌شدۀ ایران را در اختیار دو کشور مهاجم قرار داده بود. به گفتۀ این باستان‌شناس، بدیهی است که وقتی آن کشورها این مکان‌ها را بمباران کردند، اخطارهای یونسکو را نادیده گرفتند. با توجه به اینکه هر دو کشور توانایی هدف‌گیری بسیار دقیق دارند و مختصات جغرافیایی مکان‌های ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی یونسکو را در اختیار داشتند، منطقی است به این نتیجه برسیم که آن‌ها در هدف قرار دادن این مکان‌ها اشتباه نکرده ‌اند.
    رئیس جمهور آمریکا پروژۀ «شهرکُشی» خود و هم‌پیمانش، دولت اسرائیل، را در ایران بی‌هیچ پرده‌پوشی بر زبان می‌آورد هنگامی که می‌گوید: «ما آن‌ها را به عصر حجر برمی‌گردانیم؛ همان ‌جایی که به آن تعلق دارند.» به گفتۀ «دومینیک موُئیزی»، کارشناس فرانسوی ژئوپلیتیک، رئیس جمهور آمریکا حتی هنگامی که تهدید می‌کند و می‌گوید: «امشب یک تمدن به‌کل از میان خواهد رفت و هرگز دوباره باز نخوهد گشت»، مرتکب جنایت جنگی می‌شود.
    به نوشتۀ سازمان عفو بین‌الملل، سخنان آخرالزمانی دونالد ترامپ مانند «پایان دادن به کل یک تمدن» و «بازگرداندن یک ملت به عصر حجر»، نشان‌دهندۀ ابعاد هولناک بی‌رحمی و بی‌احترامی به زندگی انسان‌هاست. هنگامی که تهدید او با حملۀ مستقیم به زیرساخت‌های غیرنظامی و تخریب نیروگاه‌ها و پل‌ها در ایران هم‌راه می‌شود، ابعاد عظیم فاجعه‌ای که او وعده می‌دهد آشکار می‌شود.
    قوانین بین‌المللی بشردوستانه، حملات مستقیم به غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی را اکیداً ممنوع می‌کنند. تهدید به نابودی و تخریب جبران‌ناپذیر زیرساخت‌های حیاتی یک کشور نقض آشکار قوانین اساسی حقوق بین‌الملل است و پیامدهای آن نصیب ۹۰ میلیون ایرانی خواهد شد. چنین تهدیدی، تهدید به نسل‌کشی است که برپایۀ اساسنامۀ «دادگاه کیفری بین‌المللی رُم» جرم شمرده می‌شود، زیرا به قصد نابودی کامل یا جزئی یک ملت انجام می‌گیرد.
    به گفتۀ کارشناسان، «شهرکُشی» را در گذشته داعش نیز در سرزمین‌های زیر کنترل خود در عراق و سوریه به‌ویژه در موصل و پالمیرا به  کار بست. «دولت اسلامی عراق و شام» می‌خواست آن سرزمین‌ها را از آثار گذشتۀ پیش از اسلام پاک کند و، درنتیجه، دست به کشتار یزیدی‌ها و پیروان دین‌های دیگر زد و آثار باستانی آن سرزمین‌ها را ویران کرد. تندروهای اسرائیلی برای «شهرکُشی» توجیه شرعی نیز دارند. آنان از دشمنان خود با عنوان «عمالیق» یاد می‌کنند که به فرمان کتاب مقدس باید از خُرد و کلان نابود شوند. آنان ایران امروز و متحدانش را «عمالیق» می‌خوانند.
  • چگونه ایرانی‌ها به خدمت موساد درآمدند؟

    14/04/2026
    بدون همکاری ایرانیانی که به خدمت موساد درآمدند، عملیات سنجیدۀ نظامی و ترورهای هدفمند دولت اسرائیل چه در جنگ دوازده روزه و چه در جنگ کنونی ممکن نبود. اسرائیلی‌ها ترورهای هدفمندشان را در ایران در ۱۶ ژانویۀ ۲۰۰۷ با کشتن اردشیر حسین پور آغاز کردند. او استادیار دانشگاه و کارشناسِ الکترومغناطیس بود و در تأسیسات هسته‌ای ایران کار می‌کرد.
    در ۲ فوریۀ ۲۰۰۷ شرکت معتبرِ «استاتفوُر» که یک شرکتِ اطلاعاتیِ خصوصیِ آمریکایی است، در گزارشی اعلام کرد که اردشیر حسین پور را «موُساد»، سازمان اطلاعات و عملیاتِ ویژۀ اسرائیل، از مدت‌ها پیش هدف‌گیری کرده بود. فعالیت‌های جاسوسی موساد در ایران از پیش از انقلاب ۱۳۵۷ آغاز شد و پس از انقلاب و روی کار آمدنِ جمهوری اسلامی که نابودی اسرائیل به یکی از هدف‌های راهبردی آن تبدیل شد، بر فعالیت‌های جاسوسی موساد افزوده شد.
    با این حال، تا پیش از آشکار شدن برنامۀ هسته‌ای ایران در اوایل دهه ۲۰۰۰ موساد از  دست زدن به عملیات خرابکارانه و ترور در ایران خودداری می‌کرد. در اوت سال ۲۰۰۲ که اطلاعاتی دربارۀ تأسیسات هسته‌ای نطنز و تأسیسات آب سنگین اراک منتشر شد، عملیات خرابکارانه و ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای ایران بی‌درنگ در دستور کار موساد قرار گرفت.
    برای این کار، اسرائیلی‌ها در سرزمین‌های همجوار ایران رفته رفته پایگاه‌های مخفی ایجاد کردند تا بهتر بتوانند به خاک ایران راه پیدا کنند. البته این پایگاه‌ها هم‌چنان مخفی اند. به نوشتۀ مجلۀ تخصصی «رِد» که مطالب پژوهشی در زمینۀ ژئوپُلیتیک، تسلیحات و تحولات نظامی در جهان منتشر می‌کند، بیشتر همسایگان ایران منکر چنین پایگاه‌هایی در خاک خود هستند. با این حال، کشورها و سرزمین‌هایی در منطقه مانند کردستان عراق، جمهوری آذربایجان و تا حدودی ارمنستان و حتی چند کشور عربی خلیج فارس مرزهای خود را به روی اسرائیلی‌ها گشوده اند.
    از سوی دیگر، در آن منطقه گذشتن از مرز کشورها کار دشواری نیست. زیرا قاچاق در مناطق مرزی آن کشورها فعالیت دیرینه‌ای است. قاچاقچیان با الاغ، شتر، ماشین یا کامیون مواد مخدر، سوخت و دستگاه‌های الکترونیکی قاچاق می‌کنند. گفته می‌شود موساد با بیشتر قاچاقچیان و سرویس‌های اطلاعاتی چندین کشور منطقه ارتباط تنگاتنگ برقرار کرده است.
    کارشناسان معتقدند که ترکیب قومی جمعیت ایران، نفوذ موساد را در آن کشور آسان کرد. اسرائیلی‌ها از نارضایتی‌های قومی در ایران بسیار خشنودند. مخالفت با جمهوری اسلامی در میان بعضی از گروه‌های قومی که خود را ملت می‌نامند، شدیدتر است. بنابراین، به آسانی می‌توان در میان آن‌ها یارگیری کرد. درگیری مسلحانۀ گروه‌های بلوچ‌ و کرد با جمهوری اسلامی پیشینۀ درازی دارد.
    اسرائیلی‌ها از جریان‌های تجزیه طلب پشتیبانی می‌کنند. در گرماگرم جنگ دوازده روزه، روزنامۀ «اورشلیم پست» طرحی شش ماده‌ای به رئیس جمهور آمریکا پیشنهاد کرد و از او خواست با ایجاد یک ائتلاف خاورمیانه‌ای دست به تجزیۀ ایران بزند و برنامه‌‌ای درازمدت برای یک ایران فدرال یا تجزیه‌شده در نظر بگیرد.
    اگر در آغاز کار، موساد در ایران بیشتر از میان گروه‌های رادیکال قومی یارگیری می‌کرد، با دو جنگ اخیر معلوم شد که دامنۀ نفوذ آن بسیار گسترده‌تر است. به نوشتۀ مجلۀ «رِد»، موساد مانند دیگر سرویس‌های اطلاعاتی، نخست با شناسایی افراد مستعدِ همکاری آغاز می‌کند. این افراد برپایۀ تشخیص موساد یا برای جمع‌آوری اطلاعات در نظر گرفته می‌شوند و یا برای انجام عملیات. موساد برای جذب داوطلبان از فرستادن پیام‌ در شبکه‌های اجتماعی نیز استفاده می‌کند. در آن پیام‌ها، شماره تلفن‌ها یا شیوه‌های تماسِ رمزگذاری شده در اختیار داوطلبان قرار می‌گیرد.
    در مرحلۀ دوم، موساد دربارۀ فرد مستعدِ همکاری، خانواده، دوستان، همکاران و پیرامونیان او تحقیقات کامل انجام می‌دهد. برقراری تماس در مرحلۀ سوم انجام می‌گیرد. این لحظه بسیار حساس است. مأمور پرونده ممکن است با پاسخ منفی رو به رو شود. زیرا در جمهوری اسلامی مجازاتِ جُرم جاسوسی پس از بازجویی‌های سخت، محاکمۀ فوری و حکم اعدام است.
    به نوشتۀ «اسرائیل هیوم»، یکی از پرخواننده‌ترین روزنامه‌های اسرائیلی و طرفدار حزب لیکود، حملات پیشگیرانۀ اسرائیل به ایران سرانجامِ چندین سال همکاری گستردۀ نیروهای نظامی و اطلاعاتی اسرائیل بود. برای هدف قرار دادن مقامات ارشد دستگاه امنیتی و دانشمندان هسته‌ای ایران، می‌بایست آماده‌سازی گسترده‌ای انجام گیرد که شامل جمع‌آوری صبورانۀ اطلاعات دقیق و اجرای عملیات نظارتی بود.
    به گفتۀ الن روُدیه، افسر ارشد پیشینِ سرویس‌های اطلاعاتی خارجی و مدیر پژوهشی مرکز تحقیقات اطلاعاتی فرانسه، افراد برای همکاری با موساد انگیزه‌های گوناگون دارند. این پژوهشگر از چهار انگیزۀ اساسی نام می‌برد که عبارت‌اند از: پول، ایدئولوژی، مصالحه و خودستایی. او دربارۀ همکاری ایرانیان با موساد می‌گوید: نیروی محرکۀ آنان در درجه نخست احساسات ضدآخوندی و به‌طور کلی دشمنی با جمهوری اسلامی است. البته پای پول نیز همیشه در میان است. زیرا برای تضمین وفاداری آنان به موساد وسیلۀ خوبی است. انگیزۀ خودستایی نیز در پیوستن بعضی از ایرانیان به موساد دیده می‌شود. اما مصالحه بسیار کم دیده می‌شود.
    بیشتر وقت‌ها سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل به جای دادن پول نقد به افراد استخدام شده، تسهیلاتی در زمینۀ دانشگاهی و پزشکی برای آنان و خانواده‌هاشان فراهم می‌کنند. این سرویس‌ها با جامعۀ پزشکی چندین کشور در ارتباط هستند و می‌توانند برای بستگان فرد استخدام شده که نیاز به جراحی و درمان‌های گوناگون پزشکی دارند، امکاناتی فراهم کنند.
    به گفتۀ الن روُدیه، امکان آموزش عالی در یک کشور خارجی را نیز موساد در دانشگاه‌های غربی برای همکاران ایرانی خود یا آموزش در مدارس شبانه‌روزی برای نوجوانان و جوانانِ خانواده‌های آنان فراهم می‌کند. اگر فرد استخدام‌شده موافقت خود را با همکاری اعلام کند، مأموران موساد نخست در یک کشور خارجی – معمولاً در ترکیه، آذربایجان یا ارمنستان - که رفتن به آن کشورها برای ایرانیان آسان است، دست به ارزیابی او می‌زنند.
    به گفتۀ این کارشناس، افراد استخدام شده می‌توانند برای ارزیابی موساد از آنان، به کشورهای دیگری در آسیای جنوب شرقی نیز بروند. مانند تایلند و هند که به شهروندان ایرانی اجازه می‌دهند به صورت آنلاین برای ویزای تجاری، پزشکی یا توریستی درخواست دهند. موساد از فرد استخدام‌شده یک رشته ارزیابی‌های روانشناختی می‌کند. او باید پرسشنامه‌های دقیقی را نیز دربارۀ تاریخچۀ شخصی خود، از جمله جزئیات خصوصی دربارۀ زندگی خانوادگی‌اش تکمیل کند. مأموران موساد همچنین یک آزمایش دروغ‌سنجی از او می‌گیرند.
    به نوشتۀ مجلۀ «رِد»، چنین بود که در طی چندین سال مقام‌های بلندپایۀ ایرانی به‌ویژه دانشمندان هسته‌ای ترور شدند و در تأسیسات حساس ایران عملیات خرابکارانه انجام گرفت بی‌آنکه حتی یک افسر اطلاعاتی اسرائیلی دستگیر شود.
  • آیا هدف بعدی اسرائیل پس از شکست احتمالی ایران، ترکیه خواهد بود؟

    07/04/2026
    پیش از حملۀ نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، ترکیه همراه با چند کشور دیگر منطقه کوشیدند رئیس جمهور آمریکا را از به راه انداختن این جنگ منصرف کنند. هنگامی که جنگ آغاز شد، دولت ترکیه بی‌درنگ آن را محکوم کرد و دربارۀ پیامدهای آن ازجمله بی‌ثبات شدن بیش از پیش منطقه هشدار داد. با این حال، از هرگونه همسویی با ایران پرهیز کرد و از گفتن اینکه ایران نیز سهمی در برافروختن آتش جنگ دارد، خودداری نکرد.
    سرنوشت جنگ کنونی به رغم برتری نظامی آمریکا و اسرائیل هنوز ناروشن است. مقام‌های بلندپایۀ ترکیه دربارۀ پیامدهای نامطلوب این جنگ برای منطقه از جمله کشورِ خود هشدار داده اند. آنان نگرانی خود را از پیروزی آمریکا و اسرائیل و شکست احتمالی ایران پنهان نمی‌کنند. از فروپاشی دستگاه قدرت در ایران، به راه افتادن جنگ داخلی در آن کشور و انتقال شورش‌ها و ناآرامی‌های ایران به ترکیه می‌ترسند.
    اما شماری از کارشناسان بین‌المللی که تحولات خاورمیانه را به دقت دنبال می‌کنند، علت اصلی نگرانی دولت ترکیه را تبدیل شدن اسرائیل به «قدرت یکه‌تاز منطقه» می‌دانند. چندی پیش روزنامۀ آمریکایی «واشنگتن پست» نوشت: از آغاز جنگ غزه تاکنون اسرائیل جایگاه خود را در مقام «قدرت هژمونیک یکه‌تاز» در خاورمیانه تثبیت کرده است. همسایگان آن کشور نگران‌اند و از خود می‌پرسند: اسرائیلی‌ها با چنین قدرت هژمونیک چه خواهند کرد؟
    دیوید هْرسْت، بنیانگذار و سردبیر وب‌سایت «میدل ایست آی» (چشم خاورمیانه)، می‌نویسد: این وضع بیشتر کشورهای خاورمیانه به‌ویژه ترکیه را که یک قدرت منطقه‌ای است نگران کرده است. به گفتۀ او، جنگ کنونی ممکن است با شکست ایران پایان نگیرد. هنگامی که اسرائیلی‌ها به هدف‌های خود دست یابند، بنیامین نتانیاهو در تعیین «عَمالیق بعدی» تردیدی به خود راه نخواهد داد.
    «عمالیق» در کتاب مقدس نمادِ دشمن دیرپا و ازلی اسرائیل است که باید آن را نابود کرد. این دشمن در هر نسلی به گونه‌ای ظاهر می‌شود. استناد به «عمالیق» در جنگ با دشمنان اسرائیل بسیار رایج است. نخست‌وزیر اسرائیل این اصطلاح را بارها برای توجیه جنگ در نوار غزه به کار برده است. در کتاب مقدس (سِفر ساموئل اول) آمده است: عمالیق را بکشید، هر آنچه را که متعلق به آن‌هاست نابود کنید و به آن‌ها رحم نکنید. همه چیز را از بین ببرید. مردها، زنان، کودکان، نوزادان، گاوها، گوسفندان، شترها و الاغ ها را بکشید.
    نخست وزیر اسرائیل در گفتارهایش به زبان انگلیسی از «آزاد کردن ایرانیان» از چنگ جمهوری اسلامی سخن می‌گوید، اما در مصاحبه‌هایش به زبان عبری اصطلاح «عمالیق» را دربارۀ ایرانی‌ها نیز به کار می‌برد که به عقیدۀ بسیاری از کارشناسان، نشان‌دهندۀ هدف واقعی دولت اسرائیل در این جنگ است. بمباران بی‌امان زیرساخت‌های حیاتی ایران با هدف ویرانی آن کشور انجام می‌گیرد.
    به نوشتۀ «میدل ایست آی»، طرح بنیامین نتانیاهو برای آرایش «خاورمیانۀ جدید» تنها با چیرگیِ نظامی اسرائیل بر منطقه به اجرا در خواهد آمد. بنابراین، شکست ایران در این جنگ و زمین‌گیر شدن آن برای چندین دهه و حتی تجزیه و فروپاشی آن، گام مهمی در جهت سازماندهی «خاورمیانۀ جدید» است.
    به نوشتۀ هفته‌نامۀ فرانسوی «کوریه انترناسیونال»، امروز «عمالیق» برای دولت اسرائیل ایرانیان هستند، اما پس از شکست ایران، «عمالیق بعدی» ترکیه خواهد بود. چندی پیش نفتالی بِنِت، نخست وزیر پیشین اسرائیل، گفت که ترکیه می‌تواند به تهدید استراتژیک بعدی اسرائیل تبدیل شود. این سخن او بحث‌های داغی را دربارۀ توازن قوا در خاورمیانه، نفوذ ترکیه در سوریه، جایگاه قطر در منطقه و تنش‌های فزاینده میان قدرت‌های منطقه‌ای برانگیخت.
    به گفتۀ کارشناسان، سخن نفتالی بِنِت سخن یک گزارشگر بی‌نام و نشان نیست. این سخن از دهان یک مقام بلندپایۀ پیشین اسرائیل شنیده می‌شود که سال‌ها در رأس قدرت آن کشور قرار داشت. او از زبان سرویس‌های امنیتی اسرائیل سخن می‌گوید. نفتالی بِنِت رئیس جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، را رهبری پیچیده و خطرناک توصیف کرد که می‌تواند شبکه‌های سیاسی و مالی را برای تقویت محاصرۀ استراتژیکی اسرائیل بسیج کند.
    رهبران اسرائیل ترکیه را کشوری بی‌خطر برای اسرائیل نمی‌دانند. از نظر آنان، ترکیه مانند ایرانِ سال‌های پیش در پی تغییر موازنۀ قدرت در خاورمیانه به سود خود است. نفتالی بِنِت روابط نزدیک قطر و ترکیه را برای اسرائیل خطرناک می‌داند، زیرا هردو آن‌ها گرایش به اخوان‌المسلمین دارند که به اتحاد آن‌ها پویایی خاصی می‌دهد. این اتحاد در طی زمان می‌تواند به همان اندازۀ «محور مقاومت» جمهوری اسلامی ایران برای اسرائیل خطرناک باشد.
    نخست وزیر پیشین اسرائیل پا فراتر می‌گذارد و می‌گوید: ترکیه می‌کوشد عربستان سعودی را نیز برضد اسرائیل برانگیزد. آن کشور به دنبال ایجاد یک «محور سنی مذهبِ» دشمنِ دولت اسرائیل در منطقه است که می‌تواند پاکستان را نیز که مجهز به سلاح هسته‌ای است، در بربگیرد.
    سخنان نفتالی بِنِت دربارۀ ترکیه با توجه به اینکه این کشور روابط نزدیک به‌ویژه از نظر نظامی با جهان غرب دارد، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. ترکیه عضو ناتو است و در تضمین امنیت کشورهای غربی سهم مهمی دارد. ترکیه در شبکۀ اقتصاد جهانی نیز جایگاه درخوری دارد. درنتیجه، خطر درگیری اسرائیل با ترکیه تعادل و ثبات جهانی را نیز تهدید می‌کند.
    روابط ترکیه با اسرائیل در یکی دوهۀ گذشته میان همکاری و کشاکش در نوسان بوده است. دو کشور در دوره‌هایی هماهنگی کامل‌‌ سیاسی، امنیتی و اقتصادی باهم داشتند. اما بحران غزه و مسألۀ فلسطین روابط آن دو را وارد یک دورۀ پرتنش سیاسی کرد. با این حال، مناسبات گستردۀ بازرگانی میان دو کشور هم‌چنان ادامه یافت. به همین سبب، بعضی از کارشناسان سخنان بی‌پردۀ نفتالی بِنِت را دربارۀ ترکیه بی‌احتیاطی دیپلماتیک می‌دانند. با این حال، با دگرگونی‌هایی که پس از حملۀ ۷ اکتبر در آرایش سیاسی و موازنۀ قدرت در خاورمیانه به‌ویژه پس از سقوط بشار اسد در سوریه ایجاد شد، دو کشور روز به روز از هم دور شدند.
    البته، تا زمانی که تکلیف جنگ کنونی با ایران روشن نشده است، کارشناسان احتمال درگیری اسرائیل با ترکیه را بسیار کم می‌دانند. به گفتۀ وزیر دفاع ترکیه، اگرچه خطر درگیری نظامی مستقیم میان اسرائیل و ترکیه وجود دارد، اما در حال حاضر این احتمال بسیار کم است. این سخن، نشان‌دهندۀ نگرانی دولت ترکیه از پیامدهای شکست ایران در جنگ کنونی است.
  • حملۀ نظامی خارجی به سرنگونی جمهوری اسلامی نینجامید، اما ایران را ویران کرد

    31/03/2026
    جنگی که اسرائیل و آمریکا در ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴) با هدف نابودی جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند، هنوز به نتیجۀ مطلوب آن دو دولت نینجامیده است. مسئولان بلندپایۀ ایالات متحد آمریکا بارها مدعی شده اند که توانایی‌های بالستیک ایران را به کل نابود کرده اند. اما بسیاری از رسانه‌های معتبر جهان و کارشناسان نظامی بین‌المللی، چنین ادعاهایی را ناسازگار با واقعیت‌های میدانی می‌دانند.
    روز شنبه (۲۸ مارس برابر با ۸ فروردین) در یک حملۀ پهپادی و موشکیِ جمهوری اسلامی ایران به یک پایگاه نظامی آمریکا در عربستان سعودی، نزدیک به بیست نظامی آمریکایی زخمی شدند و دو فروند هواپیمای سوخت‌رسانِ کی‌سی-۱۳۵ سخت آسیب دیدند. هم‌زمان، دو پهپاد بندر صَلاله در عمان را هدف قرار دادند. در همان روز شرکت «امارات گلوبال آلومینیوم» اعلام کرد که یکی از تأسیسات آن در ابوظبی بر اثر حملۀ پهپادی و موشکی ایران سخت آسیب دیده است. به گفتۀ مقام‌های اماراتی، در آن حمله شش نفر زخمی شده اند.
     به نوشتۀ «نیویورک تایمز»، این چند نمونه از سلسله حملات گسترده و پی در پی جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر نشان‌دهندۀ یک حقیقت است و آن اینکه به رغم ادعاهای دولت آمریکا، جمهوری اسلامی ایران توانایی‌ نظامی‌اش را از دست نداده و می‌تواند به حملات دشمنانش پاسخ دهد. به نوشتۀ این روزنامه: « ایران برای بی‌ثبات کردن منطقه و وارد آوردن ضربه‌های سنگین به دشمنان خود، هنوز به اندازۀ کافی زرادخانۀ موشکی و پهپادی در اختیار دارد و برخلاف آنچه ترامپ می‌گوید، این کشور عرصه را رها نکرده و حضوری سنگین در میدان نبرد دارد».
    این رسانۀ آمریکایی تنها رسانه‌ای نیست که واقعیتِ جنگ را چنان که هست بازتاب می‌دهد. روز شنبه ۲۸ مارس (۸ فروردین ۱۴۰۴) روزنامۀ «گاردین» با استناد به گزارش رویترز نوشت: «پس از یک ماه جنگ، ایالات متحد آمریکا در حدود یک سومِ زرادخانۀ موشکی و پهپادی ایران را نابود کرده است». این روزنامۀ بریتانیایی در ادامه افزود: به احتمال زیاد یک سوم دیگر از پهپادها و موشک‌هایی که رژیم ایران پیش از آغاز جنگ در اختیار داشت، آسیب دیده یا در تونل‌ها و پناهگاه‌های زیرزمینی در زیر خاک پنهان شده اند». بنابراین، اگرچه این بخش از زرادخانۀ موشکی و پهپادی ایران اکنون در دسترس نیست، اما زرادخانه‌ای است که به یقین نابود نشده است.
    شکی نیست که براثر بمباران‌های سنگینِ اسرائیل و ایالات متحد آمریکا از شمار موشک‌ها و پهپادهای ایران کاسته شده است، اما به نوشتۀ «گاردین»، ذخایر موشک‌های رهگیر آمریکا نیز ته کشیده است. زیرا آمریکایی‌ها در این مدت ناگزیر بودند از متحدان خود در خلیج فارس در برابر حملات موشکی و پهپادی ایران محافظت کنند.
    با توجه به این واقعیت‌ها، روزنامۀ «فایننشال تایمز» دو پرسش اساسی مطرح می‌کند: نخست اینکه ایران تا چه مدت می‌تواند آهنگ کنونی پرتاب موشک و پهپاد را حفظ کند و دوم اینکه اسرائیل و کشورهای خلیج فارس تا چه مدت می‌توانند به رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایران ادامه دهند؟».
    برای پاسخ‌گویی به این دو پرسش، روزنامۀ فایننشنال تایمز با چند کارشناس نظامی مصاحبه کرده است. به گفتۀ «ساشا بروکمن»، کارشناس موسسۀ بین‌المللی مطالعات استراتژیک، شلیک موشک‌های ایران در قیاس با سه روز اول جنگ به‌طورکلی کاهش یافته است. از سوی دیگر، میزان رهگیریِ حملات ایران همچنان بسیار بالاست. بنابراین، اگر حملات موشکی این هفته به هدف‌های خود اصابت کردند، نباید به این نتیجه برسیم که ایران می‌تواند به چنین حملاتی ادامه دهد.
    اما «دَنی سیترینوویچ» از موسسۀ مطالعات امنیت ملی معتقد است که کاهش حملات ایران می‌تواند بخشی از یک استراتژی میان‌مدت باشد. به گفتۀ این کارشناس، به نظر می‌رسد ایران در حال جیره‌بندیِ استفاده از موشک‌ها و پهپادهای خود است، زیرا اگر جنگ به طول بینجامد آن کشور می‌تواند با شلیک موشک و پهپاد با آهنگ کنونی، زرادخانۀ کافی برای چند هفته دیگر نیز داشته باشد. بنابراین، برخلاف آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها، جمهوری اسلامی ایران به جای «مغلوب کردن» هرچه سریع‌تر دشمنان خود، راهبرد فرسایشی در پیش گرفته است و حملات خود را بر بستر «زمان درازآهنگ» گنجانیده است.
    در واقع، برای درک توانایی‌‌های بالستیک باقی‌ماندۀ ایران نباید به شمارش تعداد موشک‌ها و پهپادهای پرتاب ‌شده در روز بسنده کرد. به نوشتۀ «کِلی اِی. گریکو»، کارشناس نظامی آمریکایی در نیویورک تایمز، دولت آمریکا همواره از کاهش حجم حملات ایران سخن می‌گوید. مقام‌های بلندپایۀ آمریکایی پیوسته به کاهش ۹۰ درصدی حملات ایران نسبت به آغاز جنگ اشاره می‌کنند. اما توجه نمی‌کنند که این کاهش ممکن است نتیجۀ تغییر تاکتیکِ جنگی جمهوری اسلامی ایران باشد.
    حقیقت این است که پس از گذشت بیش از یک ماه از جنگ، اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها نتوانسته اند به هدف‌های اعلام شدۀ خود دست یابند. کنترل تنگۀ هرمز هم‌چنان در دست ایران است و اگر این وضع ادامه پیدا کند، بحران انرژی در جهان شدیدتر خواهد شد. قدرت آتش ایران به رغم آسیب‌هایی که دیده است هنوز پابرجاست و جمهوری اسلامی ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد را هم‌چنان در عمق ۲۰۰ متری زمین پنهان کرده است. به گفتۀ کارشناسان، اگر بقایای جمهوری اسلامی از این جنگ جان سالم به در برند و نفسی تازه کنند، در ساختن بمب هسته‌ای درنگ نخواهند کرد.
    به گزارش وال استریت ژورنال، رئیس جمهور آمریکا در حال بررسیِ عملیاتی برای بازیابی این مقدار اورانیوم غنی‌شده است. چنین عملیاتی بسیار پیچیده و خطرناک است. زیرا ارتش آمریکا ناگزیر است نیروهای ویژه در خاک ایران پیاده کند. عملیات نظامی زمینی در ایران خطرهای بی‌شمار به همراه دارد. این عملیات افزون بر دشواری‌های فنی و لجستیکی، می‌تواند بر حس انتقام‌جویی ایرانیان بیفزاید و این جنگ را که دولت آمریکا در آغاز امیدوار بود کوتاه باشد، طولانی‌تر کند. کارشناسان نظامی معتقدند که چنین عملیاتی در اوضاع و احوال کنونی، پیچیده‌ترین ماموریتی است که در تصور آدمی می‌گنجد.
    رئیس جمهور آمریکا باید با مشکلات داخلی نیز دست و پنجه نرم کند. او می‌داند که با چنین عملیات پرخطر، اعتبار کشورش را در صحنۀ بین‌المللی به داو می‌گذارد. دو مانع اساسی دیگر نیز در پیش پای او قرار دارد. نخست، احتمال کشته شدن سربازان آمریکایی و واکنش مردم آمریکا، و دوم،  تورم روزافزون براثر افزایش شدید بهای انرژی.
    طرفداران رئیس جمهور آمریکا می‌کوشند سخنان ضد و نقیض او را راست و ریس و توجیه کنند. اما او هر روز بیش از روز پیش دوپهلویی و سردرگمی‌‌اش را به نمایش می‌گذارد. از سویی، یقین استوار خود را به برتری نظامی آمریکا و پیروزی عملیات احتمالی زمینی‌‌اش در ایران اعلام می‌کند و از سوی دیگر، احتیاط می‌کند و همچنان به پیشنهاد کردن یک راه‌حل دیپلماتیک ادامه می‌دهد. او ادعا می‌کند که «به توافقی» با رهبری جدید ایران دست خواهد یافت و مذاکرات غیرمستقیم را از طریق کشورهایی مانند پاکستان، ترکیه و مصر پیش می‌برد.
    سردرگمی و به نعل و به میخ زدن‌های رئیس جمهور آمریکا نشان‌دهندۀ ناروشنی سرنوشت جنگ کنونی و از همه مهم‌تر، آیندۀ ایران و بیش از نود میلیون ایرانی است. آنچه در این میان روشن است، ویرانی فزایندۀ کشوری به نام ایران در زیر بمباران‌های بی‌امانِ دو برترین قدرت نظامی جهان است.
  • چرا جمهوری اسلامی ایران تسلیم نمی‌شود؟

    24/03/2026
    جنگ کنونی اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی ایران با حملات هوایی به اقامت‌گاه رسمی و محل کار رهبر جمهوری اسلامی که به آن «بیت رهبری» می‌گفتند، آغاز شد. فرض این بود که با حذف ناگهانیِ علی خامنه‌ای پایه‌های قدرت فروخواهد ریخت. اما چنین نشد. سرچشمۀ این پنداشت نادرست تجربۀ سقوط نظام‌های سیاسی در لیبی پس از کشته شدن معمر قذافی و در سوریه پس از فرار بشار اسد بود. گمان می‌رفت در ایران نیز مانند لیبی و سوریه هستی نظام به هستی یک فرد وابسته است.
    این گمان را بعضی از مخالفان ایرانیِ جمهوری اسلامی نیز شایع کرده بودند به‌ویژه آن دسته از مخالفان که در گذشته به نوعی با جمهوری اسلامی مربوط بودند. شکی نیست که مرگ علی خامنه‌ای برای جمهوری اسلامی ضربۀ سنگینِ تاریخی بود. با این حال، پس از مرگ او و به رغم ضربه‌های سنگین دیگر، رژیم به حیات خود ادامه داد. بسیاری از تحلیلگران به ویژه تحلیل‌گران غربی از سال‌ها پیش می‌گفتند که رهبران جمهوری اسلامی ایران با توجه به تجربۀ سقوط نظام‌های سیاسی در کشورهای منطقه از جمله در ایران، نظام سیاسی خود را برای مقابله با بحران‌هایی از این دست سازماندهی کرده‌ اند تا از فروپاشی ناگهانی آن جلوگیری کنند.
    جمهوری اسلامی ساختاری پیچیده و در هم تنیده‌ دارد. در این نظام، قدرت میان چندین نهاد مذهبی، سیاسی و نظامی توزیع شده است. به گفتۀ بسیاری از کارشناسان، این مدل برای حفظ رژیم و پایداری آن در شرایط بحرانی به‌ویژه پس از ناپدید شدن رهبر اصلی آن یا فرماندهان درجه اول نظامی طراحی شده است.
    فهرست ترورهای هدفمندِ مقام‌های بلندپایۀ رژیم از همان آغاز جنگ چنان طولانی شد که بسیاری از ناظران خارجی حتی خود ایرانیان شگفت‌زده بودند از اینکه رژیم به حیات خود ادامه می‌دهد. در سه هفتۀ گذشته رهبر جمهوری اسلامی و مشاور او، دبیر شورای عالی امنیت ملی، فرمانده سپاه پاسداران، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، وزیر دفاع، رئیس اطلاعات نیروی انتظامی، فرمانده سازمان بسیج و بسیاری دیگر از فرماندهان نظامی کشته شدند، اما رژیم هنوز تسلیم نشده است.
    در یکی دو هفتۀ اول جنگ بسیاری از ناظران غربی سقوط نزدیک رژیم را پیش‌بینی می‌کردند بی‌آنکه از توانایی آن برای سازگار شدن با بحران کنونی آگاهی داشته باشند. به نوشتۀ مجلۀ «فارین پالیسی»، جمهوری اسلامی برای گذار از بحران‌های بزرگ سازمان یافته است. چندین مرکز قدرت در آن وجود دارد که وابسته به هم و پشتیبان هم اند. هنگامی که خطر کلیت نظام را تهدید می‌کند، شبکه‌های سیاسی، مذهبی و نظامی یکدیگر را تقویت می‌کنند.
    یکی از عناصر کلیدیِ پایداری رژیم در اوضاع و احوال کنونی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. وظیفۀ اصلی این سازمان که اندکی پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایجاد شد، پاسداری از نظام و تضمین بقای آن است. سپاه پاسداران اساسی‌ترین نیروی نظامی، بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی و پرنفوذترین بازیگر سیاسی در جمهوری اسلامی است. هم‌اکنون، رهبری کشور، راهبرد نظامی و مهار اوضاع داخلی، همه در دست سپاه پاسداران است.
    به گفتۀ «اِلوئیز فایه»، پژوهشگر مؤسسۀ روابط بین‌الملل فرانسه و مدیر برنامۀ پژوهشی در زمینۀ بازدارندگی و اشاعه هسته‌ای، ایران دهه‌هاست خود را برای چنین وضعی آماده کرده است. سپاه پاسداران هنوز می‌تواند شبکۀ شبه‌نظامیان خود را در منطقه سازماندهی و فعال کند و به حملات خود ادامه دهد.
    به گفتۀ این پژوهشگر، اهداف آمریکا و اسرائیل در این جنگ پیوسته تغییر می‌کند. ما هنوز نمی‌فهمیم اسرائیل و آمریکا به طور مشخص به دنبال چیستند. با ادامۀ جنگ، بحرانی هم در روایت سیاسی دو کشور آمریکا و اسرائیل دربارۀ این درگیری آشکار شد. اعلام زودهنگام پیروزی راه را برای یک جنگ فرسایشی هموار می‌کند. حملات شبه‌نظامیان طرفدار ایران به پایگاه‌های آمریکایی و نیروهای محلی عراق نشان‌دهندۀ وضع بسیار پیچیده‌ای است.
     در نبود یک استراتژی روشن، اعلام زودهنگام پیروزی می‌تواند در میان‌مدت آتش درگیری تازه‌ای را شعله‌ور کند. سرنوشت این جنگ به سه عامل کلیدی و تعیین کننده وابسته است: امنیت تنگۀ هرمز، پیامدهای اقتصادی جنگ در سطح جهانی و گسترش منطقه‌ای جنگ. در حال حاضر، مهار این سه عامل در دست ایران است.
    سپاه پاسداران به پنج شاخه تقسیم شده است: نیروی زمینی، نیروی هوایی، نیروی دریایی، نیروی قدس و سازمان بسیج. تنها در نیروی زمینیِ سپاه ۱۶۵ هزار نظامی فعالیت می‌کنند. نیمی از اقتصاد کشور در دست سپاه است. ده در صد از نیروی سپاه در بخش اقتصاد فعال است. سازمان بسیج که یکی از وظایفش حفظ امنیت داخلی است، بیش از یک میلیون عضو دارد.
    گفته می‌شود جمهوری اسلامی دوازده سیستم اطلاعاتی و امنیتی دارد که مانند نظام‌های تو در توی مافیایی کار می‌کنند. در دل هر سیستمی، سیستم دیگری تعبیه کرده‌اند. گویا علی لاریجانی تنها کسی بود که این سیستم‌های تو در تو را سازماندهی و اداره می‌کرد. او مانند دیگر رهبران درجه اول رژیم چنین روزی را پیش‌بینی کرده بود. به همین سبب، نه تنها برای فرماندهان نظامی بلکه برای خود نیز سه جانشین تعیین کرده بود. حتی خامنه‌ای هم برای خود سه جانشین در نظر گرفته بود.
    به عقیدۀ بسیاری از کارشناسان، سپاه پاسداران مانند «مار آبی» (هیدرا) سرهای فراوان دارد. این سازمان در سی و یک استان کشور ریشه دوانده و در هر یک از آن‌ها به گونه‌ای مستقل و خودفرمان عمل می‌کند. تنها هدفی که شاخه‌های گوناگون آن دنبال می‌کنند، حفظ نظام به هر قیمتی است.
    کارشناسان علت دیگر ایستادگیِ جمهوری اسلامی را در برابر اسرائیل و آمریکا «ناقرینگی» این جنگ می‌دانند. به رغم نفوذ گستردۀ موساد در ایران و تصویرهای دقیق ماهواره‌ای که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها از انبارهای موشکی و پهپادی ایران و محل موشک‌اندازها و پرتابگرهای پهپاد در اختیار داشتند، در نابود کردن زرادخانۀ ایران چندان موفق نبودند.
    اکنون بیشتر حملات موشکی و پهپادی ایران از پرتابگرهای پنهان در زیر زمین انجام می‌گیرد که یافتن آن‌ها با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای بسیار دشوار و نابود کردن آن‌ها دشوارتر است. به گفتۀ یک کارشناس نیروی هوایی فرانسه، ایرانیان موشک‌ها را می‌توانند از کانتینرهای سادۀ استتار شده در جای جای ایران، کشوری  با وسعت سه برابر فرانسه، یا پهپاد‌ها را از هر گاراژی، پرتاب کنند. بنابراین، پیامدهای ناقرینگی در این جنگ، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها را غافلگیر کرده است.

À propos de تاریخ تازه‌ها

رویدادهای روز که خمیرمایۀ «اخبارِ» رسانه ها را تشکیل می دهند، فراوان ریشه در گذشته دارند و گاه بیش از آنکه حاصل گریز ناگهانی احوال روز باشند، نتیجۀ دیگرگون شدن هر چند کُند، اما ژرف و پایدار روزگاری دراز مدت اند. «تاریخ تازه‌ها» بر گذشتۀ رخدادهای روز می نگرد و در این نظر و گذر پیشینۀ چرخش‌ها‌ی کنونی را باز می نماید.
Site web du podcast
Applications
Réseaux sociaux
v8.8.11| © 2007-2026 radio.de GmbH
Generated: 4/21/2026 - 11:29:09 PM